علوم غريبه   

كيميا: از شناخت گياهان وجمادات و معدنيات و فلزات و خواص انها بهم ميرسد كه خداي تعالي چنان قرار داده كه اگر قطره بر فلزي چكد انرا به فلز ديگر تبديل ميكند

ليميا:و ان علم طلسمات است كه از كنوز اسرار به قلم ايد و با ان دانسته ميشود كيفيات تمزيج قواي فاعله عاليه به منفعلهء سافله تا از انجا حاصلي غريب بدست بيايد ودر اين باب كتاب زياد استواز اين قبيل ميتوان به كتب طلسم اسكندرونقش سليماني وافاق و . . .. اشاره نمود

هيميا : ان علم تسخيرات باشد كه از معرفت به احوال سيارات سبعه از حيث تصرف انها كه فواعل علوي اند در قوابل سفلي اثر دارند وموضوع ان دعوات وخواتيم وبخورات انها و تسخير روحانيات وعزائم جنيان و معرفت اقداح و منازل و افسونها واحراز است

سيميا:و اساس ان خيالات باشد كه مخيله فعاليت دارد وجز احداث مثالات خياليه حاصلي نياورد و وجود خارجي ندارد بلكه كليات وجود ذهني است ودر اسلام حرام است وجايگاهي ندارد

ريميا :و ان علم شعبده است كه قواي جوهر ارضيه را با مزج به يكديگر حاصل و اشكال تازه ميدهد وكتاب بحرالعيون مشتهر به ابن حلاج مشتمل بر علم سيميا و ريميا است وحل المشكلات حاوي ليمياو سرالمكتوم شامل هيميا ميباشدو كتاب اسرار قاسمي نيز خلاصه اي از اين پنج علم را دارد  

از علوم ديگري که به علوم غريبه نسبت داده اند علم اعداد  و علم جفر و علم لوح و علم رمل مي باشد علم اعداد که بيان مي دارد هر چيزي که در ين دنيا وجود دارد بر پيه اعداد است و به کمک آن مي توان موکل ها را پيدا کرد . علم جفر که منسوب به حضرت علي (ع) است و کسي که به طور کامل آن را بياموزد قادر به پيشگويي مسائل است . علم لوح که با کمک آن ماتريس هي مقدس را طراحي مي کنند و به کمک ين الواح به اهداف خود مي رسند .  در ينجا در مورد بعضي از ين علوم و مسائل ماوريي جزواتي تهيه شده که علاقمندان مي توانند از آنها استفاده کنند

علم رمل از معجزات حضرت دانيال نبي عليه السلام است و نيز حضرت اميرالمومنين عليه السلام از اين علم بهره مند بودند واين علم بر پايهء اعداد وعناصر اربعه است وتا حدودي ميتوان از اينده با خبر شدالبته به توسط اين علم . وبيشتر بر مبناي سيرخط ونقطه است رمل نيز مانند علوم ديگرشاخه هاي گوناگوني دارد

 

 

به طور كل مانترا كلمه يا گروهي از كلمات است كه حامل ارتعاشات صوتي و انرژي معيني است كه قصد و عمل مؤثر آن تغذيه روح فرد است. برخي از صداها و نوسانات، اين خاصيت را دارند كه در درون بشر نوعي حالت تلطيف به وجود آورند. صدا الگوهاي انرژي را فعال مي كند ، گره ها را باز مي كند و جريان زندگي را افزايش مي دهد. اصوات و ارتعاشاتي كه توسط ما توليد مي شوند ، ضمن انبساط به كليه قسمتهاي كائنات گسترش پيدا مي كنند.  هندوها معتقدند كه اولين صوت در خلقت، اوم(OM) بوده ، گويي آفرينش از ( اوم) سرچشمه گرفته است. اوم ، صداي ارتعاش خلاق خداوند است كه در كتب مقدس با عناوين آمين ، كلمه و ... به آن اشاره شده است. موقعي كه انسانها به خوبي كلمات مانترا را تلفظ مي كنند ، انرژيهاي سازنده اي را به فضا مي فرستند . مانند گلهايي كه پس از شكفتن عطر دلپذيري را به اطراف پخش مي كنند . گل در شرايط عادي به صورت رنگ و بو بر محيط اطراف خويش اثر مي گذارند كه اين آثار مربوط به جسم گل است . اگر وجود مادي گل تبديل به انرژي و نوسان شود ، در آن صورت آثار آن ميليونها برابر زيادتر خواهد شد. بنابراين قدرت و كارايي نهفته در حالات ظريف و لطيف ماده خيلي بيشتر و قدرتمندتر از آثار و خواص مادي آنها ست.

اوم نماد کالبد هفتم و نشانه ي از سطح هفتم است. "اوم" الگوي هفتمين حالت است که هيچ کلمه ي قادر به بيان آن نيست ، هيچ کلمه ي با آن ارتباطي ندارد و کلام از توصيفش عاجز است . پس بري ين حالت ، کلمه ي بي معني يافتند که فاقد هرگونه مفهومي است و دستيابي به آن از طريق تجارب کالبد چهارم ميسر شد.

هنگامي که از فکر خالي ميشويم ، ديگر از همهمه هي کلمه خبري نيست و امواج فکر ميميرند ، هنوز صدي خلاء طنين انداز  است . خلاء صحبت ميکند و صداهي خود را  دارد . برويد در جي يزوله ي که هيچ صديي نيست ، بنشينيد . آن وقت ميبينيد که سکوت آهنگ خاصي دارد که مدام مينوازد . وقتي تمام صداها و صوت ها گم شدند، باز ين نت ها ، تا ابد ، مترنمند.بنابرين اوم نماد کالبد هفتم است اما در سطح چهارم دريافت شده است . ارتعاشات اوم در فضي خالي کالبد ذهني دريافت شده . اگر مراقبه گر از اوم استفاده کند دو نتيجه ممکن است حاصل شود . همان طور که ميدانيد هر سطح و يا ليه ي داري دو وجه است . تکرار اوم ميتواند به خلسه و خواب آلودگي منجر گردد . تکرار هر کلمه ديگري هم ممکن است ين حالت را به دنبل داشته باشد . تکرار منظم هر واژه ي مانند تکان هي آرام ، مغز را به خواب آلودگي و خواب ميبرد .

اگر با تکرار اوم به ين حالت رسيديد يعني در دنيي روياها و تصورات _که از قابليت هي کالبد چهارم است ،غرق شديد ، در ينصورت به خوابي مصنوعي فرو خواهيد رفت که در آن ميتوانيد هر چه ميخواهيد ببينيد .اما ينها همه رويا هستند .

اگر اوم را تنها به عنوان تکرار ذهني کلمه ي بکار ببريد نتيجه اش خوابي مصنوعي است . ين شيوه ء تکرار اوم به آنچه تانتريوگا ناميده ميشود ، منجر ميگردد.

اگر در حين تلفظ اوم عميقا شاهد باشيد ، کاملا بيدار باشيد ، به صداها گوش دهيد اما با انها نرويد و در آنها غرق نشويد ، اگر صدا در يک سطح باشد و شما در سطحي ديگر شنونده ، بيننده و شاهد آن باشيد و کاملا آن را زير نظر داشته باشيد ، آن گاه در سطح چهارم امکان دومي بروز ميکند؛ در ين حالت شما به يوگاتانترا فرو نميرويد بلکه به يوگاجاگريتي يا بيداري وارد ميشويد.

هاله و چاکراها

براي مشاهده‌ي هاله بايد آرامش و تمركز داشته باشيد و چشمان خود را به روش مخصوصي متمركز كنيد. بايد به هاله خيره شويد، نه اينكه به آن نگاه كنيد.
براي تمرين، به نور مطلوب و ملايم نياز داريد ( نه تاريكي ). اين نكته خيلي مهم است كه هيچ نور قوي مستقيماً به چشمان شما نتابد يا منعكس نشود. بهترين حالت اين است كه نور از پشت و بالاي سر شما بتابد. اگر در هنگام تمرين منبعي از نور ( مثلاً يك پنجره كه نور زيادي را وارد اتاق مي
كند ) در ميدان ديد شما قرار داشته باشد، شما را گيج خواهد كرد و ديدن هاله را مشكل‌تر خواهد ساخت. نور يك لامپ صد وات كه از بالا و پشت سر شما بتابد براي تمرين مناسب است

مشاهده هاله ديگران
 
از سوژه بخواهيد كه يك لباس رنگي بپوشد  نوع لباس مهم نيست از هر رنگي به جز آبي استفاده كنيد رنگ آبي را مورد استفاده قرار ندهيد، زيرا اين رنگ غالب مي‌شود و رنگ زرد تفكر را كه اغلب در اطراف سر ديده مي‌شود محو و پنهان مي‌كند.
ناحيه‌ي گردن بايد برهنه باشد چشمانتان را ببنديد، چند نفس عميق بكشيد و به خود آرامش بدهيد. وقتي كاملا
‎ً احساس آرامش كرديد، به طرف موضوع نگاه كنيد. چشمان خود را روي فضاي كنار و پشت موضوع متمركز كنيد و در عين حال روي چيز خاصي متمركز نشويد. به عبارت ديگر، شما به ديوار پشت موضوع خيره ميشويد، اما روي آن تمركز كنيد.
وقتي هاله‌ي پيراهن را در اطراف شانه به روشني مشاهده كرديد ، نگاه خود را كمي بالاتر ببريد به طوري كه به فضاي پشت ناحيه‌ي برهنه گردن خيره شويد . هاله‌ي پيراهن را در ميدان ديد خود نگهداريد و ببينيد كه چه رنگهاي ديگري را مي‌توانيد اطراف گردن مشاهده كنيد.
اين تمرين شما را مطمئن مي‌كند كه چشمها و چشم سوم شما هماهنگ با هم عمل مي‌كنند ، همانطور كه در مورد كتاب اين هماهنگي وجود داشت.
مستقيماً روي گردن سوژه خيره نشويد . هميشه بايد هاله‌ها با ديد محيطي مشاهده شوند. در اين مرحله بايد بتوانيد رنگي كمي متفاوت را بالاي هاله‌ي پيراهن ، در اطراف سر و گردن مشاهده كنيد.
اكنون نگاه خود را كمي بالاتر ببريد بطوري كه خط نگاه شما همسطح با ناحيه‌ي سر باشد . همچنان با آرامش خيره شويد و چيزي را تغيير ندهيد. شما بايد بتوانيد در اطراف ناحيه‌ي سر مقداري رنگ زرد مشاهده كنيد.
وقتي هاله‌ي سر و گردن را مشاهده كرديد، از سوژه بخواهيد مقداري محاسبه‌ي ذهني رياضي انجام دهد يا سخت درباره‌ي چيزي فكر كند . دقت كنيد كه وقتي سوژه اين كار را انجام مي دهد ، هاله‌اش درخشانتر مي‌شود.
 در مشاهده‌ي پوست برهنه ، اولين چيزي كه خواهيد ديد نوري ضعيف و لرزان و مبهم در هوا ، در فضاي كنار پوست است . سپس خواهيد ديد كه هاله‌ي اتري ، از پوست پديد مي آيد . اين هاله مانند دودي به رنگ آبي‌كمرنگ است كه به پوست متصل مي‌باشد . هاله‌اي كه مي بينيد كاملاً مشخص است .
اگر تمركز خود را حفظ كنيد رنگهاي اصلي هاله، شروع به تشكيل و تمايز خواهند كرد. ابتدا يك نوار باريك رنگي را مي بينيد كه مرز هاله را مشخص مي‌كند. اين نوار رنگي تا مدت كمي پديدار و ناپديد يا بزرگ و كوچك مي‌شود . اين قسمت ممكن است نااميد كننده باشد ، اما اگر به كار خود ادامه دهيد مشاهده‌ي آن آسانتر خواهد شد . نوار رنگي به تدريج بزرگتر ، پهن‌تر و مشخص‌تر خواهد شد. اگر تمركز خود را حفظ كنيد، پهناي آن به چند اينچ يا بيشترخواهد رسيد . در ضمن تشكيل رنگ ، ممكن است هاله‌ي اصلي بارها ناپديد و دوباره پديدار شود . علت آن پلك زدن و تغييرات جزئي كانون بينايي است و قابل پيشگيري نيست.
 روشني هاله‌ي يك شخص تا حدود زيادي به خلق و احساس او بستگي دارد . اگر شخص احساس شادي و سر زندگي داشته باشد ، هاله‌ي اوبسيار قوي‌تر ، بزرگتر و روشن‌تر خواهد بود . سعي كنيد موسيقي مورد علاقه‌ي شخص داوطلب را پخش كنيد يا براي او چند لطيفه تعريف كنيد و او را به خنده بيندازيد. اين كار انرژي هاله را افزايش خواهد داد و ديدن آنرا براي شما ساده‌تر خواهد كرد

 

فعا ل سازي چشم سوم

براي رؤيت هاله، لازم است كه تمرينات باز كردن چشم سوم را انجام دهيد، تا چشم سوم خود را تحريك كرده، قدرت گيرندگي آن را افزايش دهيد. اين كار شما را قادر ميسازد كه انرژي اطراف سوژه‌ را دريافت كنيد. البته بدون انجام اين كار هم ديدن هالهي تك‌رنگ‌ها ممكن است، اما اگر چشم سوم شما تحريك و باز نشده باشد، ديدن هالهي يك موجود زنده بسيار مشكل خواهد بودكوشش براي باز نگه‌داشتن چشمان خسته، يك تحريك ذهني قوي در چشم سوم ايجاد ميكند و به تدريج باعث باز شدن آن مي شوداين فعاليت گشايشي ذهن ، آگاهي جسمي شما را در محل چشم سوم متمركز ميكند. هنگامي كه آگاهي جسمي شما در يك قسمت از بدنتان متمركز ميشود و شما آن ناحيه را تحت نفوذ ذهني خود قرار ميدهيد، كالبد انرژي خود را در آن ناحيه به نحوي پويا تحريك ميكنيد. اگر اين فعاليت ذهني به اندازه كافي ادامه پيدا كند و تلاش ذهني كافي صرف آن شود، چشم سوم شما شروع به باز شدن خواهد كرد.
اگر شما فعاليت گشايشي ذهن را هنگامي كه در حالت آرامش هستيد و موضوعي در ميدان ديد شما قرار دارد ( و بطور مستقيم در حال نگاه كردن به آن نيستيد ) انجام دهيد، ديد هاله
اي خودبخود ايجاد خواهد شدمركز بين دو چشم (روي پيشاني) را به نرمي با ناخن بخارانيد. اين كار به شما كمك خواهد كرد كه اين نقطه را با آگاهي جسماني خود به دقت هدف بگيريدتصور كنيد كه چشمهايتان خيلي سنگين شدهاند؛ به آنها اجازه دهيد كه بسته شوند، و چند بار پلكهايتان را به‌هم بزنيد. توجه كنيد كه براي اين كار از كدام ماهيچه‌ها استفاده ميكنيد.
تمركز يكنواخت و آرام شما روي يك شيئ، چشم سوم شما را با انرژي ساطع شونده از آن شيئ هماهنگ خواهد كرد. اين انرژي به مركز بينايي مغز شما ارسال مي
با يك فعاليت چرخشي ذهني، در جهت چرخش عقربههاي ساعت در ناحيهي بين ابروها، چشم سوم خود را تحريك كنيد. منظور از جهت چرخش عقربههاي ساعت اين است كه صورت خود را به عنوان صفحهي ساعت در نظر بگيريد و جهت صحيح چرخش را با آن بسنجيد. براي اين فعاليت چرخشي نيز از همان فرمان ذهني عضلاني استفاده كنيد كه قبلاً براي باز كردن چشمهاي خسته به كار ميبرديد. اما شود و در آنجا بعنوان يك تصوير ( يك نوار روشن از نور رنگي ) تفسير مي شود

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 2:15  توسط درویش صفرعلی جعفرخانی  | 

   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 15:39  توسط درویش صفرعلی جعفرخانی  |